X
تبلیغات
صدای دل

صدای دل
می خواهم تا دیر نشده خود را بهتر بشناسم 
قالب وبلاگ

اعتراف می کنم ؛

برای داشتن تو هیچ کاری نکردم...

اما تو برای برگرداندن من

هرکاری می کنی...!!!

[ پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 ] [ 22:39 ] [ نرگس ]

[ پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 ] [ 22:29 ] [ نرگس ]
"ارسال دوستی برای دعا کردن"

دعا...لطفا



اسمش علی،2 سالشه طفلی . . .

چشم چپش نابینا شده . . . به خاطرِ تومور چشمی بدخیم

دکترا گفتن : باید آب زیر چشمشو بکشیم وگرنه میزنه به مغزش و زبونم لال میمیره

امّا اگه آب زیر چشمش رو بکشن فاتحه ی صورتش خونده میشه . . .

رُفَقا،خواهرا،برادرا و . . . . عاجزانه ازتون التماس میکنم واسه شفای این طفل دعا کنید

و از اونایی که وبلاگی سایتی و. . .دارن این مطلب رو انتشار دهند تا آدمایِ بیشتری ببینند و دعا کنن

خیلی خودخواهی اگه واسه اینکه وبلاگت بهم نخوره این کارو نکنی. . .

یعنی ته نامردایی بزار بگن آره اینا بچه های ابوالفضل و حسینن. . . . معرفت ما معرفت بزرگانمان است
دلشکسته ها دعاشون میگیره

[ دوشنبه هجدهم فروردین 1393 ] [ 21:47 ] [ نرگس ]

مادر پذیرفت که برای خودش دعا بخواند

پسر خوشحال, که آمین بگوید

و مادر دعا کرد "اللّهم العجّل وفاتی"

و پسر ساکت شد

دعای مادر رَدخور نداشت..!؟

[ چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393 ] [ 22:41 ] [ نرگس ]

[ چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393 ] [ 21:49 ] [ نرگس ]

هر چه انسان تر باشیم زخمها عمیق تر خواهند بود . هر چه بیشتر دوست بداریم بیشتر غصه خواهیم داشت . بیشتر فراق خواهیم کشید و تنهایی هایمان بیشتر خواهد شد . شادی ها لحظه ای و گذرا هستند

شاید خاطرات بعضی از آنها تا ابد در یاد بماند اما رنجها داستانش فرق می کند تا عمق وجود آدم رخنه می کند و ما هر روز با آنها زندگی میکنیم .. انگار که این خاصیت انسان بودن است ... !

(نامه به کودکی که هرگز زاده نشد .. اوریانا فالاچی )

[ سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 ] [ 0:11 ] [ نرگس ]

[ پنجشنبه سی و یکم مرداد 1392 ] [ 23:22 ] [ نرگس ]


9tzfb6yh0ffodiknd9ht.jpg

امشب آمد...

روزها منتظر آمدنش بودم و امشب آمد

آمد اما دیر آمدانقدر دیر که با گامهای لرزان خودم را به او رساندم...آخر دیگر توان از پاهایم ربوده شده

اما بازهم آمدنش جانم را تازه کرد...

راست گفتی آمدنش برای عشق بازی من با توست...و چقدر شیرین امشب مرا به آغوش کشیدی

"بارانت" آمد...

تا چندی زیرش بنیشینم 

قطرات سردش روحم را جسمم را جانی دوباره بخشید...

روزها بود که مرده بودم

می دانم برای قلب من او را فرستادی...تا خاموش کند آتش جانم را...

بازهم همه خوابیدند و هیچکس غصه هایم را ندید اما تو تا صبح بر بالینم نشستی تا تنها نمانم...

بارانت را فرستادی تا بگویی هنوز هستم...ناامید مشو...

امشب برایت قصه گفتم...قصه ی تمام روزهایی که وجودم را به تاراج برد...

قصه از تمام انهایی که تنهایم گذاشتند و امدن پیش تو...میدانم جای آنها خوب است اما من اینجا دلتنگشانم

فاصله ی بینمان فاصله ی دو دونیاست...

امشب آمدی به بالینم...بمان نرو...

به بارانت بگو بند نیاید...هنوز دلم تنگ است

بگو ببارد تمام غم ها را از جانم بشوید و با خود ببرد

بگو ببارد بند نیاید...هنوز قصه هایم مانده...

بگو ببارد...هنوز دلم تنگ است

دلم به اندازه ی تمام زمینت تنگ است...

امشب آمدی...اما تو را به حق خدا بودنت بمان خدای من...

بمان نرو...میترسم از این ظلمت...امشب به آغوشم بکش و برایم بگو تو دیگر تنهایم نمی گذاری...


[ جمعه یازدهم مرداد 1392 ] [ 17:15 ] [ نرگس ]

تــاب تــاب عبـاســـی ❤ خـــــدا مــنُ نـنـــدازی

می خـوام پنـاهــم بـاشــی تــا آخـــر ایــن بــــازی

❤ خــــدایِ دلتنگـــییــام ❤خــــدایِ مـهـــربـونـــــم

تـو حـرفــامــو می شنـــوی بـَـــد کـردم و مـی دونــــم

تــو دستــامـو می گیــری هنـــوز دلــم روشنــــه

هنــــوز نبــضِ تـرانــم بــه خـاطـرت می زنـــه

هنــــوز هــوامـــو داری بـه داد مـــن مـی رســی

قشنـــگ تـریــن آرامـــش جـــز تـــو نــــدارم کســی...❤
 
دوستان سال نو را به همه شما دوستان تبریک عرض می نمایم
 امیدوارم سالی پراز شادکامی داشته باشید
[ دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391 ] [ 17:5 ] [ نرگس ]

آقاجان...!

می‌دانم که دیر کردیم...

می‌دانم که هنوزم که هنوز است،

در انتظار آمدن‌مان صبر می‌کنی...!

می‌دانم که با این همه انتظار و انتظار کردن‌مان،

هنوز هم الفبای انتظار را نیاموخته‌ایم...!

امّا شما...

امّا شما هنوز هم چشم امیدتان به ما مردم زمانه است...!

***

مولا جان،

بارها آمدی و نبودم

در تقلای این زندگی

نیازمند تو و بی تو بودم

بارها آمدی و نیامدم

بر دلم بارها نشستی و

بی تو بودن را گریستم

می دانم آمده ای .... بسیار نزدیک .... پشت پلک هایی که توان باز شدن به روی زیبایت را ندارد.....

پشت درِ دلی که هنوز برای میزبای تو پاک نشده ... می دانم آمـده ای ... دعا کن من هم بیایم ...

به پیــــشواز  تـــــو

 

[ چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 ] [ 14:30 ] [ نرگس ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

كلما ت از ميا ن آنچه دل مي خواهد
فريا د كند عا جز است ،
دل اما در فريا دهاي خاموش خويش
تو را مي طلبد و اينك من تو را به
دامني پر ازمهروعشق دعوت مي كنم
و مرواريد درخشا ني از درياي دل خويش
را به ارمغا نت مي فرستم ،
حرفهايم را از عمق جا ن و ژرفاي سينه
تقد يمت مي كنم تا قبل از تو خود نيز صداي
دل خود را بشنوم و با جا ن و دل ،
گوش به نداي قلب خويش بسپا رم .




امکانات وب