تبليغاتX
صدای دل
می خواهم تا دیر نشده خود را بهتر بشناسم

   

روزي مردي خواب عجيبي ديد . ديد كه رفته پيش فرشته ها و به كارهاي آنها نگاه مي كند .
هنگام ورود ،‌ دسته بزرگي از فرشتگان را ديد كه سخت مشغول كارند و تند و تند نامه هايي را كه توسط پيكها از زمين مي رسند ، باز ميكنند و آنها را داخل جعبه هايي مي گذارند .
مرد از فرشته اي پرسيد :‌ شما داريد چكار مي كنيد ؟
فرشته در حالي كه داشت نامه اي را باز مي كرد ،‌ گفت : اينجا بخش دريافت است و ما دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل مي گيريم .
مرد كمي جلوتر رفت . باز دسته بزرگي از فرشتگان را ديد كه كاغذهايي را داخل پاكت مي كنند و آنهارا توسط پيك هايي به زمين مي فرستند .
مرد پرسيد شماها چكار مي كنيد ؟‌
يكي از فرشتگان با عجله گفت : ‌اينجا بخش ارسال است ،‌ ما الطاف و رحمتهاي خداوند را براي بندگان به زمين مي فرستيم .
مرد كمي جلوتر رفت و يك فرشته را ديد كه بيكار نشسته .
مرد با تعجب از فرشته پرسيد :‌ شما اينجا چكار مي كنيد و چرا بيكاريد ؟‌
فرشته جواب داد :‌ اينجا بخش تصديق جواب است . مردمي كه دعاهايشان مستجاب شده ، بايد جواب بفرستند ولي فقط عده بسيار كمي جواب مي دهند .
مرد از فرشته پرسيد : مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند ؟
فرشته پاسخ داد : ‌بسيار ساده ، ‌فقط كافيست بگويند : خدايا شكر

 لطفاسر سفره هفت سین دوستان مارا از دعای خیرشون بی نصیب نکنندسال جدید را پیشا پیش تبریک می گویم امیدوارم سال پر باری داشته باشید 

نوشته شده توسط نرگس در ساعت 0:5 | لینک  | 

 

 

 

امانوئل می گوید: 

ببیند در زندگی از چه می ترسید.

ببینید در خود تان از چه می ترسید.

با چشم باز و قلب باز به درون ترس خود نفوذ کنید.

خواهید دید ترس همچون اتاقی خالی است.

ترس فقط به اندازه اجتناب شما قدرتمند است.

هرچه  بیشتر از ترس روی گردانید.

و از آن اجتناب کنید

و نخواهید که در آغوشش کشید،

قدرت بیشتری به آن می بخشید

ترس یعنی ،مقاومت دربرابر خدا!

توهمی است که مارااز خدا جدا می سازد!

و کودکی ترس همان تردید است

وژوزف مورفی می گوید:

تردید اغلب همراهتان است ،اما آن را لعن نکنید

تردید بخشی از هویت انسان است

فقط ازطریق گذشتن از میان تردید است

که می توان به حقیقت رسید!

تردید و ترس دو لبه تیغ هستند که هستی آدم را به دو نیم میکنند!

پس بیایید برای رهایی از ترس و تردید به دامان نیلوفرین

 و نرم و نازک خداوند پناه ببریم.
نوشته شده توسط نرگس در ساعت 9:45 | لینک  | 

 

خدایا

وقتی تنها هستم و احساس نامیدی می کنم

نگذار تا قلب دردمندم فراموش کند که تو دعاهایش را می شنوی

به من یادآوری کن که علیرغم تمام پیروزیها و شکستها

مادامی که به تو ایمان داشته باشم

امیدواری نیز با من همراه خواهد بود

نگذار تا با حماقتهاو نا بخرد یهایم چشمهایم کور گردد

بلکه یاریم کن تا افسوس اشتباهاتم را نخورم و آنها را جبران کنم

به من قدرت بده تا ترسهایم را بپوشانم و

در آینده برای خود افسوس نخورم

خدایا! تا سپیده صبح فردا خوابی آرام به من عطا کن و صبحگاهان مرا

با شهامتی برای شروع روزی دیگر و ادامه دادن راه ، از خواب بیدارم کن

آمین یا رب العالمین

نوشته شده توسط نرگس در ساعت 19:17 | لینک  | 

 

  

 

زبی مهری چها کردی تو با دل

به جان آمد زتکرار دعا دل

زبان گوید زصبرو طاقت، اما

تو می دانی کجا صبروکجا دل

به دنیا گفته بودم دل نبازم

که تا یار از کرم جوید نیازم

زدنیا بر گفتم دل و لیکن

چو یارم درنمی یابد چه سازم

نگاهی کن به این دل، کوچه تنگ است

تو قهارومن عاجز، این چه جنگ است؟

دلت کی لرزد از سیلاب اشکم

ندانستم من آخر این چه سنگ است؟

 

نوشته شده توسط نرگس در ساعت 11:55 | لینک  |